بسکتبال بروجرد

اسکریپت IP 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 مرداد1391 توسط رضا عارف صفایی
باسلام خدمت تمامی دوستداران بسکتبال:

 

این وبلاگ صرفا جهت برقراری ارتباط میان بسکتبالیست های بروجردی و شنیدن  انتقادات و پیشنهادات آنها و استفاده از نظرات مفید و سازنده آنها در جهت پیشرفت بسکتبال بروجرد ساخته شد.

امیدواریم با این کار گامی مناسب در جهت رشد و پیشرفت بسکتبال برداریم.

دوست عزیز شما میتوانید در قسمت نظرات سوال های خودرا مطرح کنید و یا اگر ضعفی در هئیت بسکتبال بروجرد میبینید به اطلاع ما برسانید. مسئولین هئیت بسکتبال به شما پاسخ میدهند.

نـــــــــــــــــظـــــــــــرات:

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 تیر1391 توسط رضا عارف صفایی
 

 

 





بزودی جشنواره بسکتبال در بروجرد

شهریور ماه شاهد برگزاری جشنواره بسکتبال در بروجرد خواهیم بود.

حسین شیخی مسئول هیات بسکتبال گفت، با توجه به ثبت نام 187 نونهال، نوجوان و جوان بروجردی و همچنین 40 نفر بزرگسال در رده های مختلف سنی  جهت آموزش  بسکتبال، بعد از پایان ماه رمضان و در اواسط شهر یور ماه این بسکتبالیست ها در یک جشنواره شرکت خواهند نمود.

شیخی در ادامه افزود200 دست لباس در رنگ های سبز،سفید و قرمز به رنگ پرچم مقدس کشورمان برای بسکتبالیست های جوان تهیه شده است . وی در پاسخ سوالی مبنی بر ساختار هیات جدید بسکتبال بروجرد گفت: در هیات جدید 1 نماینده از بازیکنان، یک نماینده از داوران و سه نماینده از پیشکسوتان نیز حضور خواهند داشت تا علاوه بر کلیه اعضا هیات، بر پیشرفت بسکتبال بروجرد نظارت داشته باشند.

 وی در ادامه افزود اینجانب افتخار این را دارم که شاگرد آقای ناصر پور مسئول سابق هیات بسکتبال بوده ام و امیدوارم همه دست در دست همدیگر در جهت پیشرفت بسکتبال این شهر قدم برداریم.

 شیخی در خاتمه نیز گفت: قرار است در مهر ماه یکدوره کلاس مربیگری زیر نظر فدراسیون در بروجرد برگزار نموده و ضمنا سعی مان بر این است که  در طول سال نیز  50 نفر از بسکتبالیست های این کلاسها بطور مدام زیر نظر هیات مشغول فعالیت در این رشته ورزشی باشند.    




جناب آقای حسین شیخی رئیس جدید هئیت بسکتبال بروجرد:

بسکتبال باید از حاشیه ها دور باشد دوستان میتوانند نظرات و انتقادات خود را بگویند ولی این باید به گونه ای باشد که شان بسکتبال زیر سوال نرود . از دوستان خواهشمندم نظرات خود را در کمال ادب بیان کنند.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 تیر1391 توسط رضا عارف صفایی
 

تیم بسکتبال آموزشگاههای بروجرد(قهرمانی استان)

ایستاده از راست:خرازی(مربی)- تیغی- زیبایی- خسروی- باروتی- باغچه سرا

نشسته از راست:علی آبادی- زین العابدی- نجف پور- ناصر پور


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 تیر1391 توسط رضا عارف صفایی
 


از راست :آقایان  مهدی آقا جانی ، حسین شیخی ، امین تقوی و مبین پور

آقای حسین شیخی نفر دوم از راست رئیس جدید هیات بسکتبال بروجرد



از چپ :  آقایان علی ، محسن ، ناصر و مبین  پور

آقای ناصر پور نفر دوم از راست رئیس قبلی هیات بسکتبال بروجرد


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 تیر1391 توسط رضا عارف صفایی
 

سپاس از آقای ناصر پور ،


 رئیس سابق هیات بسکتبال بروجرد

جناب آقای داودوندی عزیز سلام وعرض خسته نباشی

 اینجانب ناصر پور از زمانی که به هر دلیلی استعفاءدادم تصمیم گرفتم در باره بسکتبال هیج سخنی نگویم ولی مقاله امروز شما در پیغام بروجرد تحت عنوان کاسه های داغتر از آش مجبورم کرد بعدازمدتها سری به سایت شما بزنم

 وموقعی که مطالب داخل سایت شما را راجع  به بسکتبال و بقیه نظرها رو دیدم شوکه شدم که چه کسانی این نظرها را دادند که من حتی روحم ازاین نظرات بی اطلاع بوده

حالا چه به حمایت ازمن وچه بر علیه من وهیئت جدید نظر داده اند صرفا نظرات شخصی افراد منافق و دورو است که نمیدانم هدفشان از این کار چیست؟

 چون در زمانی هم که بنده رئیس هیئت بودم ازاین نظرا رو وبلاگ رسمی هیئت میذاشتن در خاتمه برای آقای شیخی و هیئت بسکتبال بروجرد ارزوی موفقیت دارم و به آقای شیخی میگم که هر گونه پیغام پسغام ازجانب من بهش رساندن سریعا به بنده بگن تا بااون شخص برخورد رودر رو کنم که دیگه نه اون و نه شخص دیگری جرئت نکند جو بسکتبال بروجرد را خراب کندباتشکر





ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 تیر1391 توسط رضا عارف صفایی
 

از چپ : آقای حسین شیخی رئیس جدید هیات بسکتبال بروجرد ، برنا پروری بازیکن جوان بروجردی تیم مهرام تهران و  علی پیریائی



حسین شیخی مسئول جدید هیات بسکتبال بروجرد

 به دنبال کناره گیری آقای ناصر پور از مسئولیت هیات بسکتبال بروجرد ، بنا به تائید هیات بسکتبال بروجرد و همچنین هیات بسکتبال استان ، آقای حسین شیخی  بعنوان رئیس جدید هیات بسکتبال بروجرد معرفی گردید .


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ جمعه 23 تیر1391 توسط رضا عارف صفایی

مقدمه:

 ورزش در زبان فارسی از مصدر ورزیدن گرفته شده و عبارت است از اجرای مرتب و منظم و طبق برنامه تمرین های جسمانی و روحی که برای هر فردی ضروری است.

 تربیت بدنی عبارت است از تربیت جسم و جان شخص از طریق فعالیت بدنی که طبق برنامه خاصی و به طور مداوم انجام می شود و سلامت بدن فرد را تضمین می کند.

 ولی بازی عبارت است از فعالیت هایی که در اوقات فراغت و با میل و رغبت خود شخص و به جهت افزایش لذت و آرامش به آن پرداخته می شود.

 

تاریخ تربیت بدنی در ایران:

تربیت بدنی و ورزش ، هم از دیدگاه تاریخ و هم از دیدگاه فرهنگ، به این دلیل که با ملل مختلف جهان سروکار دارد جالب و شایان توجه است  از دیدگاه تاریخ و با تحقیق در ادوار گذشته می توان فهمید که کدام ورزش در کدامین سرزمین شکل گرفته است و چگونه به کشورهای دیگر راه یافته است و سیر تحول و تعالی آن چگونه بوده است،

بسیاری از نوشته ها و نقوش مانده از روزگار باستان نشان می‌هند که انسان از آغاز خلقت میل به مبارزه با قدرت های برتر با خود را داشته یعنی از همان زمان که نیروهای طبیعت را شناخته، برای هر یک خدایی را متصور شده و الگو قرار داده است مثل آپولو و هرمس در یونان و …. حماسه سرایانی چون فردوسی از سرزمین خودمان، هومر بایرون و گوته از سرزمینهای دیگر از همین سرچشمه زلال به دنیای سرشار از هیجان و شور حماسه راه یافته و به حماسه سرایی پرداخته اند . فراتر از حماسه و افسانه، واقعیت های مملوس تاریخی در زمینه تربیت بدنی و ورزش است که به عنوان یک پدیده اجتماعی، با فرهنگ و آداب و سنن جوامع مختلف درآمیخته و همگام و همراه مردم هر زمان بنا به ضرورت ها و نیازها، پدیده های علم و تکنولوژی را دریافته و به آن پیوند خورده است .

به روایت تاریخ در گذرای زمان انسان به مرحله‌ای رسید که از حالت فردی به حالت اجتماعی متمایل شد و این نیاز را احساس کرد که بایستی به حالت جمع درآید و کسی را به عنوان هماهنگ کننده به سرپرستی جمع بگمارد و طبیعی بود کسی که برای این مسئولیت انتخاب می‌شد بایستی از همه قویتر باشد، بهتر از دیگران نیزه پرتاب کند، چابک تر از همه بدود و در هنر جنگ آوری نیز سرآمد دیگران باشد . انگیزه قویتر بودن و درک این واقعیت که زندگی انسان بستگی حرکت و جنبش او دارد و توجه به این اصل که مجموعه‌ای از حرکات سبب تامین سلامت وجود او خواهد شد،  زمینه ساز توجه بیشتر به تربیت بدنی و ورزش گردید و بر این اساس است که گفته می‌شود تربیت بدنی و ورزش با حیات بشر توام بوده و حتی درآمیخته است همچنانکه گفته می‌شود (اولین حرکت انسان در بدو تولد ، نخستین گام در تامین سلامت انسان است ) و می‌توان باور داشت که تربیت بدنی و ورزش همپای زمان ،تولد یافته و با تکامل جسم و روح در این رهگذر ، تربیت و تقویت روحی و روانی انسان به اوج خود رسیده است . با این نگرش می‌توان گفت : انگیزه‌های نخستین برای گرایش به تربیت بدنی و ورزش مبتنی بر هدف های زیر بوده است:

1.      تکامل و توسعه استعداد جسمانی

2.      ایجاد گروههای نیرومند برای بهتر زیستن

3.      تقویت جسم برای ارضا احسن برتری جویی

4.      ایجاد سرگرمی

بدیهی است در برآوردن این هدف ها افراد مستعد تر از نظر قوت بدنی، بر دیگران برتری داشته‌اند و در طول زمان ضرورت قدرت بدنی بیشتر و لزوم پرداختن به تربیت بدنی و ورزش، سبب فرصت هایی برای گروه‌های هوشیارتر شده و به تدریج بازیها و سرگرمی‌هایی به وجود آمده که موجبات طراوت و نشاط بدن را فراهم ساخت .

به این ترتیب، تربیت بدنی  در معنای تقویت بدن و کسب نیرومندی از یک سو سرگرمی‌ها و بازیهای سرگرم کننده از سوی دیگر زمینه سازندگی، رشد و تکامل، نوجوانان و جوانان صادر گردید.

به روایت تاریخ در سرزمین ما به عنوان کشوری کهن که غنای فرهنگی بسیاری دارد علاوه بر قدرت بدنی و پرورش جسمانی تربیت اخلاقی و روحانی نیز پایگاه ویژه‌ای داشته است . ایرانیان در عین حال که مانند دیگر ملل شرق پایبند به نظام اجتماعی خود بوده‌اند از روحیه آزادطلبی، احترام و توجه به ارزش های فردی و اجتماعی نیز برخوردار بودند. چنانچه در سخن گفتن صریح، در دوستی استوار و در میهمان نوازی و بخشندگی سرآمد دیگران بودند و پاکیزگی را بزرگترین نعمت حیات می‌دانستند .

در کتاب مقدس زرتشت فصل های طولانی در فواید پاکی جسم و جان آمده و از خانواده به عنوان مقدس ترین سازمان اجتماعی یاد کرده و گفته شده است که فرزند داشتن اسباب بزرگی و آبرومندی است . همچنانکه تربیت و تعلیم فرزندان اسباب افتخار و سربلندی است . ویل دورانت مولف کتاب تاریخ تمدن در باب اهمیت فرزندان در ایران قدیم می‌گوید : یکی از اصول رایج آن زمان این بود که مدرسه نزدیک بازار نباشد تا دروغ و دشنام و تزویر که در لفظ عام جاری است مایه تباهی اخلاق کودکان نشود و دیگر اینکه آزاداندیشی و آمادگی برای پذیرش اندیشه های تازه چنان بود که در مقابل اندیشه‌های بیگانگان از خود تعصب و واکنش های تند نشان نمی‌دادند و هر اندیشه تازه‌ای را با حوصله دقت و علاقمندی مورد بررسی قرار می‌دادند و با همین روحیات عالی، شیوه‌های تربیتی خاص را در مورد فرزندان خود اعمال می‌کردند و ورزش آن روزها نیز اسب سواری و تیر اندازی و شکاربود .

استرابون از روی مدارکی که در دست داشته می‌نویسد کودکان تا به جوانی برسند مراحل مختلف تربیتی و پرورشی را می‌گذرانند که نخستین مرحله آن دوره تربیت خانوادگی بود ابتدا تربیت اخلاقی و دوره مدرسه را می‌پیمود . تربیت اخلاقی روحی و معنوی او با آموزش فنون نبرد و فعالیت های بدنی همراه بود و از طریق جوانان ایران به واسطه صداقت و در نتیجه تعالیم عالی که در کانون خانواده مدرسه و جامعه داشتند از هر گونه نقص اخلاقی مبرا بودند بعد از ظهور اسلام و تجلی آن در ایران پهلوانان نامی ایران آراسته به جمیع کمالات و فضایل انسانی و کارآمد در فنون ورزش با برگزاری ها و دلاوریهای خود صفحات زرینی را بر تاریخ این سرزمین کهنسال نقش نمودند . تا عهد صفویه که سیاست بر مبنای تشیع آمیخته با تربیت ایرانی قرار گرفت روحیه جوانمردی و عیاری سنتی ایران با ملاک های اسلام در آمیخته و شیوه‌ای نوین را پدید آورد .

در این زمان نیز ورزشهایی چون چوگان، شمشیربازی، اسب سواری، تیراندازی، شکار و شنا و مخصوصا" کشتی پهلوانی رواج داشت و جوانان ورزیده‌ای که می‌توانستند نمایشگر قدرت و توانایی خود همراه با خصایل خوب انسانی باشند خوش درخشیدند . اما در زمان قاجار نشانه‌های انحطاط اخلاقی در ورزش بروز کرد بخصوص که غرب زدگی به صورت یک پدیده اجتماعی در تمامی ابعاد جامعه ایرانی ریشه دواند و فرهنگ جدید اروپایی در قالب فلسفه نوین ، علوم، هنرها و تکنولوژی جدید تجلی یافت . با روی کار آمدن رضاخان قدمهایی در جهت قانونی کردن ورزش برداشته شد و قانون اجباری کردن ورزش در مدارس به تصویب رسید که زمینه ساز تشکیل اولین انجمن ملی تربیت بدنی شد . اما نفوذ تمدن غرب چنان شتابی گرفته بود که این نخستین قدم نیز خط و نشان غربی داشت .

در سال 1320 تربیت بدنی به دو بخش متمایز تفکیک شد یعنی تربیت بدنی آموزشگاهها به وزارت فرهنگ زمان ، ورزش دستجات آزاد و پیشاهنگی به انجمن ملی تربیت بدنی واگذار شد، در گذر سالها در این ساختار همیشه متغیر، باز هم تغییراتی پیش آمد و در سه بخش مجزا ‌ یعنی سازمان تربیت بدنی و تفریحات سالم، کمیته ملی المپیک و شورای ورزش بانوان متمرکز شد . در شرایطی که وزارتخانه ها و سازمانهای مختلف کشوری و لشگری مثل وزارت آموزش و پرورش، وزارت کار و امور اجتماعی، وزارت کشاورزی و تعاون روستایی و ارتش و شهربانی و ژاندارمری هر یک فعالیتهایی را در زمینه تربیت بدنی و ورزش آغاز نموده بودند . در سال 1350 سازمان تربیت بدنی با قرار گرفتن در بخش معاونت نخست وزیری شکل قانونی تر و مستقل تری به خود گرفت و از این پس در استان ادارات کل تربیت بدنی و هیئتهای ورزشی عهده دار امور تربیت بدنی و ورزش در مرکز سازمان تربیت بدنی فدراسیونهای ورزشی و کمیته ملی المپیک ناظر بر فعالیتهای ورزشی شدند . در سال 1353 به لحاظ برگزاری این بازیها مجموعه ورزشی آزادی احداث شد و به تناسب گسترش روزافزون ورزش و بنا به ضرورت توجه به اصول علمی تربیت بدنی و ورزش که در دنیای غرب به سرعت رو به تکامل و پیشرفت بود به تدریج مدارس و دانشکدههای تربیت بدنی شکل گرفتند و حضور مرتب تیم های ورزش در دوره های مختلف از جمله بازیهای المپیک و موفقیتی که در برخی از رشته های ورزشی مثل کشتی و وزنه برداری نصیب قهرمانان ایران شد زمینه ساز گسترش علاقه مردم به ورزش گردید . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تربیت بدنی و ورزش نیز مثل بسیاری از زمینه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی دستخوش تحول و دگرگونی شد و اخلاق و فرهنگ اسلامی معیار سنجش ها در تمامی زمینه ها ی تربیت بدنی و ورزش قرار گرفت . در آغاز توجه به تعالیم اسلام، روایات و احادیثی از پیامبر اسلام (ص) و حضرت علی (ع) و دیگر ائمه اطهار و رهبران، اندیشمندان و دانشمندان اسلامی چراغ فرا راه مسئولین ورزشی نهاد و با جستجو در متون علمی، فرهنگی، اسلامی زمینه‌های توسعه فرهنگ اسلامی در تربیت بدنی و ورزش فرهم گردید . با توجه به نظرات کلی اسلام در زمینه ورزش و نظر اجمالی اندیشمندان اسلامی در مورد تربیت بدنی این برداشت حاصل شد که جسم عرض روح قرار دارد و نیازهای جسمانی و روحانی انسان بایستی یک جا مورد ارزیابی قرار گیرد با این که : (کالبد انسان که جایگاه روح انسان است بایستی تقویت شود و از سلامتی کامل برخوردار گردد تا از این طریق کمال انسانی حاصل شود و فرد به کمال مطلوب برسد . غرض از آفرینش انسان این است که انسان با آگاهی به معبود خویش نزدیک شود . بر این اساس انسانی که سالم است و سالم می‌اندیشد در مسیر این هدف مقدس موفق تر است و نقطه شروع این مسیر دوران کودکی تا مرحله تکامل و تکوین جسم و روح انسانی است و برای دستیابی به این تکامل که هدف غایی است تامین ایجاد امکانات و شرایط مناسب و تدوین سیاست و برنامه مدون الزامی است

ورزش در ایران باستان:

در قرون گذشته مشرق زمین، ایران تنها کشوری بود که در نظام تعلیم و تربیت خود بیشترین اولویت را به ورزش و تربیت بدنی اختصاص داده بود. در حالی که در همان زمان سایر کشورها به ورزش و تربیت بدنی توجه چندانی نداشتند، ایرانیان به اهمیت و ارزش توانایی و سلامت بدن به عنوان یکی از عوامل بسیار مهم در ایجاد ارتشی سلحشور و پیروز پی برده بودند.

   در مقاله زیر خلاصه ای از اهمیت و نقش ورزش در نظام آموزش ایران باستان را از نظر
    می گذرانید.

تلاش برای حفظ مرز وبوم ایران بر اساس تعالیم زرتشت که به عنوان سرزمین مقدس نامیده شده است و نیز میل به کشور گشایی و تسخیر سرزمین های مجاور ایجاب می کرد که جوانان از آموزش های نظامی منظمی که پایه و اساس آن ورزش و تربیت بدنی بود برخوردار شوند. در حقیقت برنامه آموزش نظامی بسیاری از جوانان به مهارت های بدنی و قوای جسمانی محدود می شد تا بتوانند ویژگی های لازم یک سرباز خوب و شایسته را . بدست آورند

 در مجموع، آموزش و پرورش فرزندان جامعه ایران باستان- و در مواردی فرزندان طبق اعیان و شاهزادگان- تقریباً به روی تربیت بدنی متمرکز می شد و آن هم با توجه به اهداف نظامی شکل می گرفت. بدین تربیت کودکان تا هفت سالگی زیر نظر مادران پرورش می یافتند. سپس پسران در هفت سالگی تحصیلات رسمی خود را آغاز می کردند و از همان هنگام رسماً متعلق به کشور شناخته می شدند و تا سن پانزده سالگی به آموختن فنون نظامی مشغول بودند. این افراد از سن پانزده سالگی، خدمت در ارتش را شروع می کردند و تا پنجاه سالگی همچنان به عنوان عضو رسمی ارتش در خدمت باقی می ماندند. به روایت هرودوت، فرزندان طبق اشراف و اعیان و شاهزادگان تا20 سالگی به تحصیل ادامه می دادند و برای فرماندهی سپاه و حکمرانی و دادرسی آماده می شدند. این نوع آموزش در تاریخ تعلیم و تربیت، نخستین نمونه کنترل آموزشی و پرورشی به وسیله دولت است که برای هدفی خاص- که در آن زمان عبارت بود از حفظ قدرت و عظمت کشور- صورت گرفته است. بنابر آنچه گفته شد برنامه های تربیت بدنی بیشتر به آماده سازی جوانان برای جنگهای احتمالی اختصاص یافته بود. هرودوت مورخ مشهور یونانی می نویسد: ایرانیان از5 سالگی تا20 سالگی سه چیز را می آموختند: 

1-  سوارکاری 2- کمانداری (تیراندازی) 3- راستگویی.

    جوانان تمرینات روزانه را از طلوع آفتاب با دویدن و پرتاب سنگ و نیزه آغاز می کردند. مقاومت با غذای اندک، تحمل گرما و سرمای شدید، پیاده روی های طولانی، عبور از رودخانه بدون تر شدن سلاحها و خواب در هوای آزاد از جمله تمرین های آنان بود. سوار کاری و شکار نیز دو فعالیت رایج بود. جستن بر روی اسب و پرش از روی اسب در حال دویدن (تمرین سرعت و چالاکی) از ویژگی های سوارکاران سواره نظام ایران بود.

اسب سواری: ایرانیان عهد باستان دلبستگی زیادی به اسب داشتند و این موجود را عضو خانواده خود می پنداشتند و به هنگام نیایش برای اسب نیز مانند سایر اعضای خانواده خود دعا می کردند.  اهمیت اسب در زندگی مردم ایران باستان چنان بوده است که نام بسیاری از سلاطین نامدار با کلمه اسب ترکیب یافته بود. مانند لهر اسب (اسب تندرو ) تهماسب (دارنده اسب زورمند) و ارجاست (دارنده اسب با ارج . ( اختراع اولین ابزارهای سوارکاری مانند دهنه، نعل، زین و رکاب به ایرانیان نسبت داده شده است. همچنین ارابه رانی در ایران باستان قسمت مهمی از برنامه جشن مهرگان بود که به افتخار مهر، فرشته روشنایی برگزار می شد. یونانیان این مسابقه را از ایران و رومیان از یونانیان اقتباس کرده اند. 

تیراندازی: پس از آموزش اسب سواری، تعلیم تیراندازی و شکار آغاز می شد. کمان بلند و تیرهایی ساخته شده از نی و نیزه کوتاه جزو وسایل شکار و تیراندازی ایرانیان بود. در مورد آموختن تیراندازی و شکار به کودکان در شاهنامه سخن بسیار رفته است و از مهارت بهرام گور در تیراندازی، داستانهای شگفت انگیزی نقل شده است. 
 چوگان بازی: یکی دیگر از برنامه های تربیت بدنی در ایران باستان بازی چوگان است که ایرانیان آن را ابداع کردند.  کودکان پیاده و جوانان سوار بر اسب به بازی چوگان می پرداختند و بدان عشق می ورزیدند. بازی کریکت انگلیسی و گلف که امروزه از ورزشهای متداول و پرطرفدار در سراسر دنیا هستند، برگرفته از بازی چوگان ایرانی است. 

شنا: از دیگر برنامه های با اهمیت ورزشی در ایران باستان تعلیم شنا به کودکان بود . شنا در نهرها و رودخانه ها آموزش داده می شد و این آموزش با هدف نظامی صورت می پذیرفت. به روایت استرابون ایرانیان به کودکان خود گذشتن از نهرها و رودخانه ها را بدون ترشدن سلاح و جامه آموزش می دادند.

این نکته درخور توجه است که ورزش و پرورش اندام از نظر فضایل اخلاقی نیز مورد توجه ایرانیان باستان قرار داشت و آنان عقیده داشتند که ورزش علاوه بر تامین تندرستی و نیرومندی، پرورش دهنده فضایل صفات نیک همچون شجاعت، جوانمردی و فروتنی است. آنان تربیت بدنی را اساس نیرومندی دانسته و نیرومندی را برای دستگیری ناتوانان و نه برای زورگویی و ماجراجویی می خواستند تا بدان جا که نیرومندی و پهلوانی را با جوانمردی و چشم پاکی و فروتنی و راستی و بسیاری دیگر از سجایای اخلاقی همراه می دانستند و ناتوانی و سستی را مایه ناراستی بر می شمردند. حماسه سرای بزرگ ایرانی، فردوسی طوسی که داستانهای پهلوانی و حماسی ایران کهن را به شعر در آورده است و این عقیده ایرانیان دوره باستان را اینگونه بیان کرده است:
نیرو بود مرد را راستی      ز سستی کژی زاید و کاستی

مقام پهلوانی در ایران باستان از اهمیت خاصی برخوردار بود. برای رسیدن به مقام پهلوانی علاوه بر مهارت در فنون شکار سوار کاری، تیراندازی و کشتی، برخورداری از سجایای اخلاقی مانند جوانمردی، شجاعت، بزرگواری و معرفت نیز لازم بود. پهلوانان کشور در هنگام صلح در مقام پهلوان و در هنگام جنگ از جمله سرداران سپاه بودند. 

در ایران باستان ورزش وانجام حرکات پهلوانی جز فعالیتهای اصلی روزمره ایرانیان در دوران باستان بوده است. جامعه آن زمان ارزش خاصی برای ورزشکارانی قائل می‌شد که برای قدرت بدنی وشجاعت روحی که دراختیار داشتند، شکرگزاربوده اند. پهلوانان درصورت نیاز ازخانواده و سرزمین خود در برابر دشمنان دفاع می‌کردند. این پهلوانان با تشویق زائدالوصف همگان برای ورزش، قهرمانی وقدرت خودروبرو می‌شدند. طبق آموزش مذهبی آنها، مردان زورخانه در نیایش خود ابتدا زیبایی بهشت را می‌ستودند وسپس قدرت بدنی و فکری خود را از خداوند خواستار می‌شدند. آنها اعتقاد راسخ به بدن سالم و نیرومند داشتند. ایرانیان باستان به فعالیتهای ورزشی خود، که بر الگوی سلاحهای جنگی شان تاثیر گذاربوده است، روح معنوی می‌دادند. حتی در حین مجیزخوانی (استعاره‌های مذهبی) درزمان نیایش در معابد خود گرزی دردستان خود نگه می‌داشتند همانند اسقف بریتانیایی، که روی کمربند خودشمشیر می‌آویختند،«اوستا». کتاب مقدس مذهبی قدیم ایران تاحدزیادی مشوق قهرمانان وورزشکاران بوده است وازآنان تجلیل و ستایش بعمل می‌آورد، درست همانند آنکه مردان بزرگ درمقابل خدایان خود عبادت می‌نمودند. نسل قدیمی تر می‌بایست هماهنگی هایی در زمینه حکایات باستانی و یا اشعار حماسی ای بوجود آورد که مقرر است برای جوانان از روی کتابهای برجامانده ویا آنهایی که از نسلهای پیشین خود آموخته بودند، خوانده شود. این سنت تا امروز باقی مانده وقرون زیادی را تجربه نموده است. امروزه حتی مشهوداست که بین قبایل ودرقهوه خانه هاداستان گویی با همان شور وذوق مشابه قرنهای پیش، اجرا می‌شود. با توجه به این حقیقت که در زبان فارسی ایران

/ 0 نظر / 7 بازدید